abhandenkommen
گم شدن، مفقود شدن
Bedeutungen
1
Dativ
گم شدن یا ناپدید شدن شیء یا کیفیتی (غالباً با حالت Dativ برای مالک)
- Mir ist mein Schlüssel abhandengekommen.کلید من گم شده است.
- Ihm ist der Mut abhandengekommen.شجاعتش را از دست داده است.