abherbeuteln

Aussprache: /apˈhɛɐ̯bɔɪ̯tl̩n/
Wortzerlegung: ab·her·beu·teln
فعل

تکانده و پایین انداختن

Beispiele

  • Danach hamma de Epfen ''owabeitlt''.بعدش ما سیب‌ها رو تکوندیم و پایین انداختیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با تکان دادن از جایی جدا کرده و به سمت گوینده یا مکان مورد نظر آوردن (این فعل ترکیبی غیرمعمول و بسیار نادر است).

  • Er versuchte, die letzten Münzen aus dem Beutel abherzubeuteln.او سعی کرد آخرین سکه‌ها را با تکان دادن از کیسه جدا کرده و به اینجا بیاورد.
  • Manchmal muss man alte Gewohnheiten abherbeuteln, um Platz für Neues zu schaffen.گاهی اوقات باید عادت‌های قدیمی را کنار گذاشت (با تکان دادن از خود دور کرد) تا جایی برای چیزهای جدید باز شود.