abhersagen
از حفظ گفتن، از بر خواندن
Beispiele
- Da Lehrer hot alle des Gedicht ''owasong'' lassn.معلم از همه خواست که شعر را از حفظ بگویند.
- In Emsee homs a Howossa ghobt, d'Fisch hom von de Bam ''owagsogt'', fürchtet Euch nicht, oba fürchtet Euch nicht.“ (Bairischer Nonsensreim)در امسی یک سیلاب داشتند، ماهیها از درختان پایین افتادند، نترسید، اما نترسید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به طور کامل یا از حفظ گفتن/خواندن (این فعل بسیار نادر و غیر استاندارد است و ممکن است یک اشتباه تایپی برای 'aufsagen' یا 'hersagen' باشد).
- Der Schüler musste das Gedicht fehlerfrei abhersagen.دانشآموز باید شعر را بدون غلط از بر میگفت.
- Sie konnte die ganze Rede abhersagen, ohne ins Stocken zu geraten.او میتوانست تمام سخنرانی را از حفظ بخواند، بدون اینکه مکث کند.