فعل
سخت خسته کردن، دواندن، از پا درآوردن (خود را به کشتن دادن از شدت عجله)
معانی و تعاریف abhetzen:
- کسی یا چیزی را با دویدن یا کار زیاد خسته و از پا درآوردن.
- خود را با عجله یا کار زیاد خسته و فرسوده کردن.
جملات نمونه برای abhetzen:
Die Hunde ''waren'' nach der Jagd völlig ''abgehetzt.''
سگها پس از شکار کاملاً از پا درآمده بودند.
Sie musste ''sich'' sehr ''abhetzen,'' um den letzten Zug noch zu erwischen.
او مجبور شد بسیار عجله کند تا آخرین قطار را از دست ندهد.
Der Jäger hat das Wild stundenlang abgehetzt.
شکارچی ساعتها حیوان را خسته و از پا درآورد.