فعل
پایین رفتن، به سمت پایین حرکت کردن (قدیمی/گویشی)
معانی و تعاریف abhingehen:
- این فعل در زبان آلمانی استاندارد نیست. اگر منظور 'hingehen' باشد، به معنای 'به مکانی مشخص رفتن' است.
جملات نمونه برای abhingehen:
„Da ist die Röfi los und die Hexe ''ist'' ein Stuck weit vor ihr her ''abhingegangen'' und hat ihr den Weg gezeigt.“
«آنجا روفی راه افتاد و جادوگر کمی جلوتر از او به سمت پایین رفت و راه را به او نشان داد.»
Ich muss noch zum Supermarkt hingehen.
من هنوز باید به سوپرمارکت بروم.
Wollen wir heute Abend ins Kino hingehen?
آیا میخواهیم امشب به سینما برویم؟