abhintun
(گویش بایرنی) پایین گذاشتن/انداختن؛ (بازتابی) نگران بودن، زحمت کشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
پایین گذاشتن، زمین گذاشتن شیء (گویشی).
- Er hat den schweren Koffer abgehintut.او چمدان سنگین را پایین گذاشت.
- Tu die Kiste vorsichtig abhin!جعبه را با احتیاط پایین بگذار!
2
sich (Akkusativ)
خود را نگران کردن، زحمت کشیدن و غصه خوردن (sich abhintun).
- Tua di net abhin!خودت را نگران نکن!
- Er hat sich wegen der Absage abgehintut.او بابت رد شدن درخواستش خیلی غصه خورد.