abhorchen
گوش دادن مخفیانه، استراق سمع کردن، سمع کردن (پزشکی)
Beispiele
- Er ''horchte'' wieder den Himmel ''ab'' und murmelte: »Jetzt wäre es genug, jetzt könnten sie endlich Ruhe geben. […]او دوباره به آسمان گوش داد و زمزمه کرد: "حالا کافی است، حالا آنها می توانند بالاخره آرام باشند. [...]
Bedeutungen
1
Akkusativ
پنهانی به مکالمهای گوش دادن، استراق سمع کردن.
- Die Polizei horchte das Telefon des Verdächtigen ab.پلیس تلفن مظنون را استراق سمع کرد.
- Er hatte das Gefühl, dass jemand seine Gespräche abhorchte.او احساس میکرد که کسی مکالماتش را گوش میدهد.
2
Akkusativ
با گوشی پزشکی (استتوسکوپ) به صدای قلب، ریه یا شکم بیمار گوش دادن برای معاینه.
- Der Arzt horchte die Lunge des Patienten ab.پزشک ریه بیمار را با گوشی پزشکی معاینه کرد.
- Sie musste zum Arzt, um ihr Herz abhorchen zu lassen.او مجبور شد به پزشک مراجعه کند تا قلبش معاینه شود.