abhuben
برداشتند، بلند شدند
Bedeutungen
1
kein
به معنای پایان دادن به بوق زدن، به ویژه پس از یک دوره طولانی یا برای نشان دادن پایان یک عمل.
- Nachdem er den anderen Fahrer gewarnt hatte, hub er ab zu huben.پس از اینکه راننده دیگر را هشدار داد، بوق زدن را متوقف کرد.
- Der Krankenwagen hub ab zu huben, als er die Kreuzung erreichte.آمبولانس هنگام رسیدن به تقاطع بوق زدن را متوقف کرد.