abkömmlich

Aussprache: /ˈapˌkœmlɪç/
Worttrennung: ab·kömm·lich
صفت

قابل چشم‌پوشی، در دسترس (برای کار دیگر)

Bedeutungen

1

کسی که می‌تواند از وظیفه فعلی خود مرخص شود یا کنار گذاشته شود تا به کار دیگری بپردازد؛ در دسترس برای وظایف دیگر.

  • Ist er für diese Aufgabe abkömmlich?آیا او برای این کار در دسترس است (می‌تواند از وظیفه فعلی‌اش کنار برود)؟
  • Solange er abkömmlich ist, kann er uns helfen.تا زمانی که او در دسترس باشد، می‌تواند به ما کمک کند.
  • Wir brauchen jemanden, der abkömmlich ist, um die dringende Aufgabe zu übernehmen.ما به کسی نیاز داریم که بتواند این کار فوری را بر عهده بگیرد (و از وظایف دیگرش کنار برود).
2

چیزی که می‌توان از آن صرف نظر کرد یا آن را نادیده گرفت؛ قابل چشم‌پوشی.

  • Diese kleinen Unannehmlichkeiten sind abkömmlich.این ناراحتی‌های کوچک قابل چشم‌پوشی هستند.
  • Seine Anwesenheit war nicht abkömmlich für den Erfolg des Treffens.حضور او برای موفقیت جلسه ضروری نبود (قابل چشم‌پوشی بود).
  • Die meisten Details sind für das Verständnis des Hauptpunkts abkömmlich.بیشتر جزئیات برای درک نکته اصلی قابل چشم‌پوشی هستند.