abkürzen

Aussprache: /ˈapˌkʏʁtsn̩/
Worttrennung: ab·kür·zen
فعل

کوتاه کردن، مختصر کردن، میان‌بر زدن

Beispiele

  • Gerüchte in Japan besagen, daß die koreanischen Piloten ihre Flüge ''abkürzen'' und falsche Positionsmeldungen durchgäben, um die Bodenkontrolle in Sapporo zu täuschen.شایعات در ژاپن حاکی از آن است که خلبانان کره‌ای پروازهای خود را کوتاه می‌کنند و گزارش‌های موقعیت نادرست می‌دهند تا کنترل زمینی در ساپورو را فریب دهند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را کوتاه‌تر کردن، خلاصه کردن (مانند کلمه، متن یا مسیر)

  • Man kann das Wort 'zum Beispiel' mit 'z.B.' abkürzen.می‌توان کلمه 'zum Beispiel' را با 'z.B.' کوتاه کرد.
  • Er hat den Text stark abgekürzt.او متن را به شدت کوتاه کرده است.
2 Akkusativ

از یک مسیر کوتاه‌تر برای رسیدن به مقصد استفاده کردن، میان‌بر زدن

  • Wir können den Weg durch den Park abkürzen.می‌توانیم راه را از میان پارک میان‌بر بزنیم.
  • Ich habe abgekürzt, um pünktlich zu sein.من میان‌بر زدم تا به موقع برسم.