فعل
مردن، بریدن، از کار افتادن (عامیانه و رکیک)
معانی و تعاریف abkacken:
- گند زدن، خراب کردن، شکست مفتضحانه خوردن (عامیانه، رکیک)
جملات نمونه برای abkacken:
Wenn Du den Hamster nicht bald fütterst, ''kackt'' er ''ab''.
اگر به زودی به همستر غذا ندهی، او میمیرد.
Letzte Woche ist mein Hamster ''abgekackt.''
هفته پیش همستر من مرد.
Noch zehn Kilometer bis zum Ziel? Oh nein, ich ''kack ab''.
تا مقصد فقط ده کیلومتر مانده؟ اوه نه، دارم میبرم (از خستگی).