abkanzeln
سرزنش کردن، تحقیر کردن، با لحن تند انتقاد کردن
Beispiele
- Es tut mir leid, dass du gewartet hast«, fährt sie ihn an, »aber es kommt nicht in Frage, dass du mich hier ''abkanzelst'' wie eine Zehnjährige.متاسفم که منتظر ماندی»، او با تندی به او گفت، «اما اصلا قابل قبول نیست که مرا اینجا مثل یک دختر ده ساله سرزنش کنی.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به شدت و با لحنی تند سرزنش یا توبیخ کردن.
- Der Chef hat ihn wegen seiner Fehler abgekanzelt.رئیس او را به خاطر اشتباهاتش به شدت سرزنش کرد.
- Sie wurde von ihren Kollegen für ihr Verhalten abgekanzelt.او به خاطر رفتارش توسط همکارانش توبیخ شد.