abkarten

Aussprache: /ˈapˌkaʁtn̩/
Wortzerlegung: ab·kar·ten
فعل

تبانی کردن، زیرپوستی هماهنگ کردن، از پیش برنامه‌ریزی کردن (معمولاً منفی)

Beispiele

  • Die ganze Vorstellung dieses angeblichen Gedächtniskünstlers war doch ''abgekartet.کل اجرای این شعبده‌باز ادعایی از پیش برنامه‌ریزی شده و ساختگی بود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

مخفیانه و از پیش برای رسیدن به یک هدف خاص، معمولاً غیرقانونی یا ناعادلانه، توافق کردن.

  • Sie haben das Ergebnis des Spiels abgekartet.آنها نتیجه بازی را از پیش تبانی کرده بودند.
  • Es wurde vermutet, dass die beiden Parteien den Deal abgekartet hatten.گمان می‌رفت که دو طرف معامله را از پیش هماهنگ کرده بودند.