abkarten
تبانی کردن، زیرپوستی هماهنگ کردن، از پیش برنامهریزی کردن (معمولاً منفی)
Beispiele
- Die ganze Vorstellung dieses angeblichen Gedächtniskünstlers war doch ''abgekartet.کل اجرای این شعبدهباز ادعایی از پیش برنامهریزی شده و ساختگی بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مخفیانه و از پیش برای رسیدن به یک هدف خاص، معمولاً غیرقانونی یا ناعادلانه، توافق کردن.
- Sie haben das Ergebnis des Spiels abgekartet.آنها نتیجه بازی را از پیش تبانی کرده بودند.
- Es wurde vermutet, dass die beiden Parteien den Deal abgekartet hatten.گمان میرفت که دو طرف معامله را از پیش هماهنگ کرده بودند.