abklatschen
دست زدن (برای تعویض بازیکن/رقصنده)، با کف دست دفع کردن (توپ)، هایفایو زدن
Beispiele
- Er fasste sich ein Herz und ''klatschte'' die hübsche Dame ''ab.او دل به دریا زد و خانم زیبا را برای رقص از دیگری گرفت.
- Der Torwart konnte den Freistoß gerade noch ''abklatschen.دروازهبان توانست ضربه آزاد را به سختی دفع کند.
- Nach jeder Runde mussten wir den nächsten Läufer ''abklatschen.بعد از هر دور باید با دونده بعدی دست میدادیم (برای تعویض).
- Den gelungenen Scherz feierten sie, indem sie sich lässig ''abklatschten.آنها شوخی موفقیتآمیز را با هایفایو زدن به یکدیگر جشن گرفتند.
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden)
با کف دست به کف دست دیگری زدن (هایفایو زدن)، معمولاً برای تبریک، خداحافظی یا توافق (عامیانه)
- Nach dem Sieg klatschten sich die Spieler gegenseitig ab.بعد از پیروزی، بازیکنان به یکدیگر هایفایو زدند.
- Wir haben uns kurz abgeklatscht und sind dann gegangen.ما سریع هایفایو زدیم و بعد رفتیم.