Konjugierte Form
قطع کردند (جدا کردند)
معانی و تعاریف abknipsten:
- قطع کردن یا جدا کردن چیزی با ناخن یا ابزار تیز، مانند نخ یا سیم.
- به طور مجازی یا استعاری، امید یا اراده کسی را درهم شکستن یا ناامید کردن.
جملات نمونه برای abknipsten:
Er knipste mit seinen Fingernägeln den dünnen Faden ab, um das Paket zu öffnen.
او با ناخنهای انگشتش نخ نازک را برید تا بسته را باز کند.
Die Schneiderin knipste den überstehenden Zwirn sorgfältig ab.
خیاط نخ اضافه را با دقت برید.
Die ständigen Rückschläge knipsten ihm den Mut ab, sodass er die Hoffnung aufgab.
شکستهای مداوم شجاعت او را درهم شکست، به طوری که امیدش را از دست داد.