فعل
دست کشیدن از چیزی، منصرف شدن، رها کردن کسی
معانی و تعاریف ablassen:
- مایع یا گاز را از جایی تخلیه کردن، خالی کردن.
- از کاری دست کشیدن، متوقف کردن.
جملات نمونه برای ablassen:
Viele Studenten haben davon ''abgelassen,'' diese Mühe weiter auf sich zu nehmen.
بسیاری از دانشجویان از ادامه دادن این زحمت دست کشیدند.
Die Mutter ''ließ'' davon ''ab,'' auf ihre Tochter weiter einzureden.
مادر از ادامه نصیحت کردن دخترش دست کشید.
Nach ihrer heftigen Gegenwehr ''ließ'' er von ihr ''ab.''
پس از مقاومت شدید او، مرد از او دست کشید.