ablegen
درآوردن (لباس)، امتحان دادن، کنار گذاشتن (عادت)، بایگانی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
لباس، کلاه یا بار را از تن درآوردن و کنار گذاشتن
- Möchten Sie Ihren Mantel ablegen?میخواهید کتان را درآورید؟
- Er legte seine Rüstung nach dem Kampf ab.او زرهاش را پس از نبرد درآورد.
2
Akkusativ
امتحان، آزمون یا سوگند یاد کردن/سپری کردن
- Sie hat die Sprachprüfung mit Erfolg abgelegt.او امتحان زبان را با موفقیت پشت سر گذاشت.
- Der Zeuge muss vor Gericht einen Eid ablegen.شاهد باید در دادگاه سوگند یاد کند.
3
Akkusativ
عادت، ترس یا رفتاری را ترک کردن و کنار گذاشتن
- Es ist schwer, schlechte Gewohnheiten abzulegen.ترک کردن عادتهای بد سخت است.
- Er hat seine Scheu allmählich abgelegt.او به تدریج خجالت خود را کنار گذاشت.
4
Akkusativ
اسناد و مدارک را بایگانی کردن
- Bitte legen Sie diese Akten im Archiv ab.لطفاً این پروندهها را در آرشیو بایگانی کنید.
- Die E-Mail wurde im Ordner "Erledigt" abgelegt.ایمیل در پوشه "انجام شده" بایگانی شد.
5
intransitiv / von + Dativ
حرکت کردن و جدا شدن کشتی از اسکله
- Das Schiff legt pünktlich um 9 Uhr ab.کشتی راس ساعت ۹ حرکت میکند.
- Die Fähre hat vom Kai abgelegt.شناور از اسکله جدا شد.