ablegen

Aussprache: /ˈapˌleːɡn̩/
Wortzerlegung: ab·le·gen
فعل

درآوردن (لباس)، امتحان دادن، کنار گذاشتن (عادت)، بایگانی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

لباس، کلاه یا بار را از تن درآوردن و کنار گذاشتن

  • Möchten Sie Ihren Mantel ablegen?می‌خواهید کتان را درآورید؟
  • Er legte seine Rüstung nach dem Kampf ab.او زره‌اش را پس از نبرد درآورد.
2 Akkusativ

امتحان، آزمون یا سوگند یاد کردن/سپری کردن

  • Sie hat die Sprachprüfung mit Erfolg abgelegt.او امتحان زبان را با موفقیت پشت سر گذاشت.
  • Der Zeuge muss vor Gericht einen Eid ablegen.شاهد باید در دادگاه سوگند یاد کند.
3 Akkusativ

عادت، ترس یا رفتاری را ترک کردن و کنار گذاشتن

  • Es ist schwer, schlechte Gewohnheiten abzulegen.ترک کردن عادت‌های بد سخت است.
  • Er hat seine Scheu allmählich abgelegt.او به تدریج خجالت خود را کنار گذاشت.
4 Akkusativ

اسناد و مدارک را بایگانی کردن

  • Bitte legen Sie diese Akten im Archiv ab.لطفاً این پرونده‌ها را در آرشیو بایگانی کنید.
  • Die E-Mail wurde im Ordner "Erledigt" abgelegt.ایمیل در پوشه "انجام شده" بایگانی شد.
5 intransitiv / von + Dativ

حرکت کردن و جدا شدن کشتی از اسکله

  • Das Schiff legt pünktlich um 9 Uhr ab.کشتی راس ساعت ۹ حرکت می‌کند.
  • Die Fähre hat vom Kai abgelegt.شناور از اسکله جدا شد.