ablehnen
رد کردن، امتناع کردن، نپذیرفتن
Beispiele
- Er ''lehnte'' den Vorschlag schlichtweg ''ab.او بهسادگی پیشنهاد را رد کرد.
- Viele Umweltverbände ''lehnen'' Klimakompensation ''ab.بسیاری از سازمانهای محیط زیستی جبران کربن را رد میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
رد کردن، نپذیرفتن (پیشنهاد، درخواست، دعوت)
- Er hat das Jobangebot abgelehnt.او پیشنهاد شغلی را رد کرد.
- Sie lehnte die Einladung zur Party ab.او دعوت به مهمانی را نپذیرفت.
2
Akkusativ
مخالفت کردن با چیزی، محکوم کردن (یک ایده، رفتار)
- Die meisten Menschen lehnen Gewalt ab.اکثر مردم با خشونت مخالفند.
- Ich lehne diese Art von Diskriminierung entschieden ab.من این نوع تبعیض را قاطعانه رد میکنم.