فعل
انجام دادن، به جا آوردن (وظیفه، خدمت سربازی)
معانی و تعاریف ableisten:
- انجام دادن یک وظیفه، خدمت یا دوره مشخص تا پایان آن.
- پرداخت کردن بدهی یا اقساط به صورت منظم یا انجام دادن مجازات به شکلی خاص.
جملات نمونه برای ableisten:
Früher, im November 1980, als die Mauer noch stand, gab es ein paar Gewissheiten mehr: Dass, wer aus Westdeutschland nach West-Berlin ging, keinen Wehrdienst ''abzuleisten'' hatte, war die eine; …
قبلاً، در نوامبر ۱۹۸۰، زمانی که دیوار هنوز پابرجا بود، چند قطعیت بیشتر وجود داشت: یکی از آنها این بود که هر کسی از آلمان غربی به برلین غربی میرفت، مجبور به انجام خدمت سربازی نبود؛ ...
Er muss noch seinen Wehrdienst ableisten.
او هنوز باید خدمت سربازیاش را انجام دهد.
Sie hat ein Praktikum von sechs Monaten abgeleistet.
او یک دوره کارآموزی شش ماهه را گذرانده است.