فعل
خواندن (مقدار)، قرائت کردن
معانی و تعاریف ablesen:
- چیزی را از روی یک سطح، دستگاه یا نوشته خواندن
- چیزی (مانند احساسات یا افکار) را از چهره یا رفتار کسی فهمیدن یا تشخیص دادن
- (فنی) دادهها را از یک حافظه، سنسور یا دستگاه خواندن
جملات نمونه برای ablesen:
„Auf Wunsch der Kunden sollen künftig auch Dritte die Stromzähler ''ablesen'' können, etwa spezialisierte Dienstleister.“
«به درخواست مشتریان، در آینده اشخاص ثالث نیز قادر به خواندن کنتورهای برق خواهند بود، مثلاً ارائهدهندگان خدمات تخصصی.»
Ich muss die Uhrzeit von der Bahnhofsuhr ablesen.
من باید ساعت را از ساعت ایستگاه قطار بخوانم.
Er konnte die Temperatur vom Thermometer ablesen.
او توانست دما را از دماسنج بخواند.