abmässen

Aussprache: /ˈapˌmɛsn̩/
Worttrennung: ab·mäs·sen
Wort

اندازه گرفتن، سنجیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

تعیین دقیق ابعاد، اندازه یا مقدار چیزی با استفاده از ابزار اندازه‌گیری یا مقایسه با استانداردها؛ اغلب در زمینه‌های فنی، مهندسی یا علمی.

  • Der Architekt muss die Grundstücksgrenzen exakt abmessen, bevor er mit dem Entwurf beginnt.معمار باید قبل از شروع طراحی، مرزهای ملک را دقیقاً اندازه‌گیری کند.
  • Es ist essenziell, die Materialmenge präzise abzumessen, um Verschwendung zu vermeiden.اندازه‌گیری دقیق مقدار مواد برای جلوگیری از اتلاف ضروری است.
2 Akkusativ

ارزیابی یا سنجش دقیق یک موقعیت، توانایی یا تأثیر چیزی؛ اغلب با در نظر گرفتن جنبه‌های پیچیده یا ظریف.

  • Man muss die Risiken eines solchen Unterfangens sorgfältig abmessen, bevor man eine Entscheidung trifft.باید خطرات چنین اقدامی را قبل از تصمیم‌گیری به دقت سنجید.
  • Die Auswirkungen der neuen Gesetzgebung auf die Wirtschaft sind noch schwer abzuschätzen.تأثیرات قانون‌گذاری جدید بر اقتصاد هنوز به سختی قابل ارزیابی است.