abmassen
اندازه گرفتن، سنجیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
تعیین دقیق ابعاد، اندازه یا مقدار چیزی با استفاده از ابزار اندازهگیری یا مقایسه با استانداردها؛ اغلب در زمینههای فنی، مهندسی یا علمی.
- Der Ingenieur musste die genauen Abmessungen des Bauteils für die Fertigung präzise abmessen.مهندس مجبور بود ابعاد دقیق قطعه را برای تولید به دقت اندازهگیری کند.
- Bevor die neuen Möbel platziert werden konnten, wurde der gesamte Raum sorgfältig abgemessen.قبل از اینکه بتوان مبلمان جدید را قرار داد، کل اتاق به دقت اندازهگیری شد.
2
Akkusativ
ارزیابی یا سنجش دقیق یک موقعیت، توانایی یا تأثیر چیزی؛ اغلب با در نظر گرفتن جنبههای پیچیده یا ظریف.
- Es ist schwierig, das volle Ausmaß des wirtschaftlichen Schadens nach der Naturkatastrophe abzuschätzen.تخمین زدن میزان کامل خسارت اقتصادی پس از فاجعه طبیعی دشوار است.
- Die Historikerin versuchte, die Bedeutung dieses historischen Ereignisses für die nachfolgenden Generationen abzuschätzen.مورخ تلاش کرد تا اهمیت این رویداد تاریخی را برای نسلهای بعدی بسنجد.