abmustern

Aussprache: /ˈapˌmʊstɐn/
Wortzerlegung: ab·mus·tern
فعل

(خدمت در کشتی را) به پایان رساندن، (کسی را از خدمت در کشتی) مرخص کردن

Beispiele

  • Robert Durand war nicht an Bord der Diligent, als sie auf Grund lief, denn er hatte schon im März, sofort nachdem das Schiff in Nantes eingetroffen war, ''abgemustert''.رابرت دوراند در کشتی دیلیژان نبود وقتی به گل نشست، زیرا او در ماه مارس، بلافاصله پس از رسیدن کشتی به نانت، ''خدمت خود را به پایان رسانده بود''.

Bedeutungen

1 Akkusativ

بازرسی کردن، ارزیابی کردن (معمولاً با نگاهی دقیق و گاهی سرد)

  • Der Offizier musterte die neuen Rekruten ab.افسر سربازان جدید را بازرسی کرد.
  • Sie musterte ihn von Kopf bis Fuß ab.او از سر تا پا او را با نگاهی ارزیابی کرد.
2 Akkusativ

مرخص کردن، از خدمت ترخیص کردن (به ویژه در مورد ملوانان)

  • Nach der langen Fahrt wurde die Mannschaft abgemustert.پس از سفر طولانی، خدمه مرخص شدند.
  • Er wurde nach zehn Jahren Dienst abgemustert.او پس از ده سال خدمت ترخیص شد.