abnehmen
برداشتن، کم شدن، وزن کم کردن، تحویل گرفتن، پاسخ دادن به تلفن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از جایی یا از روی بدن برداشتن یا جدا کردن
- Kannst du bitte die Wäsche von der Leine abnehmen?میتوانی لطفاً لباسها را از روی بند برداری؟
- Er nahm den Hut vom Kopf ab.او کلاه را از سرش برداشت.
2
intransitiv
کاهش یافتن، کم شدن (تعداد، مقدار، شدت، درد)
- Die Zahl der Arbeitslosen hat abgenommen.تعداد بیکاران کاهش یافته است.
- Der Schmerz hat endlich abgenommen.درد بالاخره کم شده است.
3
intransitiv
وزن کم کردن، لاغر شدن
- Ich möchte gerne ein paar Kilo abnehmen.من دوست دارم چند کیلو وزن کم کنم.
- Sie hat in den letzten Monaten viel abgenommen.او در ماههای اخیر خیلی وزن کم کرده است.
4
Dativ + Akkusativ
بار یا زحمتی را از دوش کسی برداشتن، یا کالایی را از کسی خریدن/تحویل گرفتن
- Der Händler hat ihm die gesamte Ware abgenommen.تاجر تمام کالا را از او خرید.
- Ich kann dir diese schwierige Aufgabe abnehmen.من میتوانم این وظیفه سخت را از دوش تو بردارم.
5
Akkusativ / intransitiv
پاسخ دادن به تلفن، گوشی را برداشتن
- Er ruft seit einer Stunde an, aber niemand nimmt den Hörer ab.او یک ساعت است زنگ میزند، اما کسی گوشی را برنمیدارد.
- Bitte nimm ab, wenn das Telefon klingelt!لطفاً وقتی تلفن زنگ میزند پاسخ بده!
6
Dativ + Akkusativ
رسمی تحویل گرفتن (پروژه، ساختمان) یا امتحان/قسم گرفتن از کسی
- Der Ingenieur hat den Neubau offiziell abgenommen.مهندس ساختمان جدید را به طور رسمی تحویل گرفت.
- Der Prüfer nimmt den Fahrschülern die praktische Prüfung ab.آزمونگیرنده از هنرجویان رانندگی آزمون عملی میگیرد.