فعل
فرسوده کردن، کهنه کردن، ساییده شدن
معانی و تعاریف abnutzen:
- چیزی را با استفاده زیاد فرسوده یا کهنه کردن؛ یا خود چیزی فرسوده شدن.
جملات نمونه برای abnutzen:
Durch scharfes Bremsen wirst du den Reifen ''abnutzen.''
با ترمز شدید لاستیک را فرسوده خواهی کرد.
Wer glaubt, dass man sich durch zu viel Waschen langsam die Haut wegschrubben würde, der hat eine falsche Vorstellung von ihrer Anatomie. Sie ist keine feste Hülle, die ''sich'' mit der Zeit ''abnutzen'' kann.
کسی که معتقد است با شستشوی زیاد به آرامی پوست خود را از بین میبرد، تصور اشتباهی درباره آناتومی آن دارد. پوست پوششی سفت نیست که به مرور زمان خودش ساییده شود.
Die ständige Benutzung hat die Reifen abgenutzt.
استفاده مداوم لاستیکها را فرسوده کرده است.