فعل
پوست کندن، لایه بیرونی چیزی را جدا کردن
معانی و تعاریف abpellen:
- پوست چیزی را کندن
- پوست یا لایهای که خود به خود جدا میشود
جملات نمونه برای abpellen:
Er ''pellte'' die Wurst ''ab.''
او سوسیس را پوست کند.
Ich muss noch die Kartoffeln ''abpellen.''
من هنوز باید سیبزمینیها را پوست بکنم.
Man muss die Zwiebeln vor dem Kochen abpellen.
باید پیازها را قبل از پختن پوست کند.