abphotographieren
عکس گرفتن از چیزی (با دوربین یا اسکنر)، فتوکپی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
از چیزی عکس گرفتن، کپی عکسی از چیزی تهیه کردن (املای قدیمی/جایگزین برای abfotografieren)
- Er hat das alte Dokument abphotographiert, um es zu archivieren.او از سند قدیمی عکس گرفت تا آن را بایگانی کند.
- Die Polizei photographierte den Tatort ab.پلیس از صحنه جرم عکس گرفت.