Konjugierte Form
خود را به زحمت انداختن، تقلا کردن
معانی و تعاریف abplackten:
- انجام دادن کاری با زحمت و مشقت فراوان، تقلا کردن شدید برای رسیدن به هدفی.
جملات نمونه برای abplackten:
Er hat sich jahrelang mit der Forschung abplackt, um dieses bahnbrechende Ergebnis zu erzielen.
او سالها با تحقیق تقلا کرد تا به این نتیجه پیشگامانه دست یابد.
Die Bergsteiger plackten sich ab, um den Gipfel bei widrigen Wetterbedingungen zu erreichen.
کوهنوردان برای رسیدن به قله در شرایط آب و هوایی نامساعد، خود را به زحمت انداختند.