فعل
تخلیه کردن (با پمپ)، پمپاژ کردن؛ قرض گرفتن (پول)
معانی و تعاریف abpumpen:
- مایعی را با استفاده از پمپ خارج یا تخلیه کردن
- (پزشکی) شیر مادر را با پمپ مخصوص از سینه خارج کردن
جملات نمونه برای abpumpen:
„Bereits am Freitag waren Ölreste, die nicht ''abgepumpt'' werden konnten, aus dem Schiff ausgetreten.“
«از روز جمعه، بقایای نفتی که قابل تخلیه نبودند، از کشتی نشت کرده بودند.»
Das Wasser aus dem Keller musste abgepumpt werden.
آب از زیرزمین باید تخلیه میشد.
Sie pumpen das Öl aus dem Tank ab.
آنها نفت را از مخزن تخلیه میکنند.