فعل
پاک کردن (با برس، ضربه یا پارچه)، تمیز کردن، زدودن
معانی و تعاریف abputzen:
- چیزی را با دستمال یا پارچه پاک کردن، تمیز کردن (مثلاً میز، کفش)
- گرد و غبار را از روی چیزی پاک کردن، گردگیری کردن
- (انعکاسی) خود را پاک کردن (مثلاً دهان، دستها)
جملات نمونه برای abputzen:
Die Karotten ''abputzen'' und in grobe Stücke schneiden.
هویجها را پاک کرده و به قطعات درشت خرد کنید.
Bitte putz den Tisch ab.
لطفاً میز را پاک کن.
Sie hat die Schuhe abgeputzt, bevor sie ins Haus ging.
او قبل از ورود به خانه، کفشهایش را پاک کرد.