فعل
منع کردن، منصرف کردن، توصیه به عدم انجام کاری کردن
معانی و تعاریف abraten:
- به کسی توصیه کردن که کاری را انجام ندهد یا از چیزی پرهیز کند
جملات نمونه برای abraten:
Kann das Auswärtige Amt generell von Reisen ''abraten'' oder sichere Reiseziele empfehlen?
آیا وزارت امور خارجه میتواند به طور کلی از سفرها منع کند یا مقاصد امن را توصیه کند؟
Ich rate dir von diesem Kauf ab.
من به تو توصیه میکنم این خرید را انجام ندهی.
Der Arzt hat ihm vom Rauchen abgeraten.
پزشک به او توصیه کرد که سیگار نکشد.