فعل
مالیدن، پاک کردن با مالش، خشک کردن با مالش
معانی و تعاریف abreiben:
- با مالش یا ساییدن چیزی را از بین بردن یا تمیز کردن
- با مالش یا اصطکاک، چیزی را فرسوده یا کوچک کردن
جملات نمونه برای abreiben:
Champignons sollte man nicht waschen, sondern nur mit einem Tuch ''abreiben.''
قارچها را نباید شست، بلکه فقط باید با یک دستمال پاک کرد.
Bitte versuch doch mal, den Kleberest des Preisschildes von unserem Geschenk ''abzureiben.''
لطفاً سعی کن با مالش، باقیمانده چسب برچسب قیمت را از روی هدیه ما پاک کنی.
Nach jedem Regenschauer rast Heiko zu seinem Auto, um die Motorhaube ''abzureiben.''
بعد از هر باران، هایکو به سمت ماشینش میشتابد تا کاپوت را پاک کند.