abreissen
تخریب کردن، کندن، پاره کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
پاره کردن، کندن (چیزی را از جایی جدا کردن)
- Er riss das Plakat von der Wand ab.او پوستر را از دیوار کند.
- Sie hat den Zettel abgerissen und weggeworfen.او کاغذ را پاره کرد و دور انداخت.
2
Akkusativ
خراب کردن، ویران کردن (یک ساختمان)
- Das alte Gebäude soll nächste Woche abgerissen werden.ساختمان قدیمی قرار است هفته آینده تخریب شود.
- Sie haben die alte Fabrik abgerissen, um Platz für Neues zu schaffen.آنها کارخانه قدیمی را تخریب کردند تا فضایی برای چیزهای جدید ایجاد کنند.
3
Intransitiv (mit sein)
قطع شدن، گسیخته شدن (به صورت ناگذر، معمولاً با sein)
- Der Knopf ist abgerissen.دکمه کنده شد.
- Die Verbindung zum Internet ist plötzlich abgerissen.اتصال به اینترنت ناگهان قطع شد.
4
Intransitiv (mit sein)
ناگهان متوقف شدن، قطع شدن (مکالمه، جریان)
- Die Unterhaltung riss abrupt ab.مکالمه ناگهان قطع شد.
- Sein Vortrag riss mitten im Satz ab.سخنرانی او در میانه جمله قطع شد.