abreissen

Aussprache: /ˈapˌraɪ̯sn̩/
Wortzerlegung: ab·reis·sen
Wort

تخریب کردن، کندن، پاره کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

پاره کردن، کندن (چیزی را از جایی جدا کردن)

  • Er riss das Plakat von der Wand ab.او پوستر را از دیوار کند.
  • Sie hat den Zettel abgerissen und weggeworfen.او کاغذ را پاره کرد و دور انداخت.
2 Akkusativ

خراب کردن، ویران کردن (یک ساختمان)

  • Das alte Gebäude soll nächste Woche abgerissen werden.ساختمان قدیمی قرار است هفته آینده تخریب شود.
  • Sie haben die alte Fabrik abgerissen, um Platz für Neues zu schaffen.آنها کارخانه قدیمی را تخریب کردند تا فضایی برای چیزهای جدید ایجاد کنند.
3 Intransitiv (mit sein)

قطع شدن، گسیخته شدن (به صورت ناگذر، معمولاً با sein)

  • Der Knopf ist abgerissen.دکمه کنده شد.
  • Die Verbindung zum Internet ist plötzlich abgerissen.اتصال به اینترنت ناگهان قطع شد.
4 Intransitiv (mit sein)

ناگهان متوقف شدن، قطع شدن (مکالمه، جریان)

  • Die Unterhaltung riss abrupt ab.مکالمه ناگهان قطع شد.
  • Sein Vortrag riss mitten im Satz ab.سخنرانی او در میانه جمله قطع شد.