abreiten Aussprache:/ˈapʁaɪtn̩/Wortzerlegung:ab·rei·ten فعل دور شدن با اسب، دور شدن معانی و تعاریف abreiten:با اسب از جایی دور شدن یا به سمت جایی رفتن، مسافتی را با اسب طی کردن (با sein)اسب را با سواری زیاد خسته کردن یا از پا درآوردن (با haben) جملات نمونه برای abreiten:Als wir ''abritten,''«وقتی دور شدیم،»Der Reiter ist in den Sonnenuntergang abgeritten.سوارکار به سمت غروب آفتاب با اسب رفت.Sie ritten eine lange Strecke ab.آنها مسافت طولانی را با اسب طی کردند.