فعل
قفل کردن (با چفت)، مسدود کردن، محاصره کردن
معانی و تعاریف abriegeln:
- منطقهای را مسدود کردن، قرنطینه کردن، راه را بستن (معمولاً برای امنیت یا کنترل)
- در را با قفل یا چفت بستن، محکم کردن
جملات نمونه برای abriegeln:
Nachts ''riegele'' ich meine Haustür immer ''ab''.
شبها همیشه در خانهام را قفل میکنم.
Die Armee geht in Süd-Waziristan schon seit Monaten mit Luftangriffen und Artillerie gegen die Taliban vor und ''hat'' die Region ''abgeriegelt.''
ارتش ماههاست که در وزیرستان جنوبی با حملات هوایی و توپخانه علیه طالبان اقدام میکند و منطقه را محاصره کرده است.
„Die Innere Stadt ''wird abgeriegelt.''“
«شهر داخلی مسدود میشود.»