فعل
به دست آوردن (با تلاش)، وادار کردن
معانی و تعاریف abringen:
- با تلاش زیاد یا فشار، چیزی را از کسی به دست آوردن یا او را وادار به انجام کاری کردن.
- با تلاش زیاد، خود را از یک وضعیت یا احساس ناخوشایند رها کردن.
جملات نمونه برای abringen:
Wie lange werden Atommeiler noch laufen, welche Zugeständnisse wird Schwarz-Gelb den Stromversorgern ''abringen?''
نیروگاههای هستهای تا چه زمانی کار خواهند کرد، چه امتیازاتی را ائتلاف سیاه-زرد از تامینکنندگان برق به دست خواهد آورد؟
Er konnte dem Gegner ein Geständnis abringen.
او توانست از حریف اعترافی بگیرد.
Sie rang sich ein Lächeln ab, obwohl sie traurig war.
او با وجود غمگین بودن، لبخندی به زور از خود بیرون کشید.