absägen

Aussprache: /ˈapˌzɛːɡn̩/
Wortzerlegung: ab·sä·gen
فعل

با اره بریدن / (استعاری) زیرآب کسی را زدن، برکنار کردن

Beispiele

  • Der Gärtner ''sägt'' einige abgestorbene Äste vom Baum ''ab.باغبان چند شاخه خشکیده را از درخت می‌برد.
  • Deshalb habe der Baumpfleger entschieden, die sechs Bäume ganz unten ''abzusägen''.به همین دلیل درخت‌بان تصمیم گرفت شِش درخت را از پایین‌ترین قسمت اره کند و ببرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

اره کردن، بریدن چیزی با اره

  • Er sägte den Ast vom Baum ab.او شاخه را از درخت اره کرد.
  • Wir müssen das alte Holz absägen.ما باید چوب قدیمی را اره کنیم.
2 Akkusativ

(مجازی) از کار برکنار کردن، کنار گذاشتن کسی از یک موقعیت

  • Der Chef hat ihn abgesägt, weil er nicht mehr produktiv war.رئیس او را کنار گذاشت چون دیگر کارآمد نبود.
  • Man versucht, den unbeliebten Politiker abzusägen.تلاش می‌شود سیاستمدار نامحبوب را برکنار کنند.