absägen
با اره بریدن / (استعاری) زیرآب کسی را زدن، برکنار کردن
Beispiele
- Der Gärtner ''sägt'' einige abgestorbene Äste vom Baum ''ab.باغبان چند شاخه خشکیده را از درخت میبرد.
- Deshalb habe der Baumpfleger entschieden, die sechs Bäume ganz unten ''abzusägen''.به همین دلیل درختبان تصمیم گرفت شِش درخت را از پایینترین قسمت اره کند و ببرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
اره کردن، بریدن چیزی با اره
- Er sägte den Ast vom Baum ab.او شاخه را از درخت اره کرد.
- Wir müssen das alte Holz absägen.ما باید چوب قدیمی را اره کنیم.
2
Akkusativ
(مجازی) از کار برکنار کردن، کنار گذاشتن کسی از یک موقعیت
- Der Chef hat ihn abgesägt, weil er nicht mehr produktiv war.رئیس او را کنار گذاشت چون دیگر کارآمد نبود.
- Man versucht, den unbeliebten Politiker abzusägen.تلاش میشود سیاستمدار نامحبوب را برکنار کنند.