فعل
خامه گرفتن، سود کلان بردن (بهطور غیرمنصفانه)
معانی و تعاریف absahnen:
- (خودمانی) پول زیادی به دست آوردن، سود کلانی کسب کردن
- (خودمانی) جایزه یا عنوانی را بردن
- خامه را از شیر جدا کردن
جملات نمونه برای absahnen:
Nach längerem Stehen steigt der leichte Fettanteil nach oben und man kann die Milch ''absahnen.''
بعد از مدتی ماندن، بخش چربی سبک به بالا میآید و میتوان شیر را «خامه گرفت».
Ohne die anderen zu fragen, hat er wieder einmal ''abgesahnt.''
بدون اینکه از دیگران بپرسد، دوباره «سود کلانی به جیب زد».
Bei dem Geschäft hat er richtig abgesahnt.
او از آن معامله حسابی سود برد.