abschäumen
کف گرفتن (از روی مایع)
Beispiele
- Während der Kochzeit die Trübstoffe, die sich auf der Oberfläche bilden, immer wieder ''abschäumen.در طول زمان پخت، کفها و مواد جامد را که روی سطح تشکیل میشوند، مرتباً کفگیری کنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کف یا چربی چیزی را از روی سطح مایع یا غذا برداشتن
- Die Köchin schäumt die Brühe ab, um sie klarer zu machen.آشپز کف آبگوشت را میگیرد تا آن را شفافتر کند.
- Man muss den Schaum von der Marmelade abschäumen, bevor sie abkühlt.باید کف مربا را قبل از اینکه سرد شود، گرفت.
2
Akkusativ
(مجازی) چیزی را از ناخالصیها، عناصر نامطلوب یا افراد فاسد پاک کردن و تصفیه کردن
- Er wollte die Gesellschaft von allen Übeln und schlechten Einflüssen abschäumen.او میخواست جامعه را از تمام بدیها و تأثیرات بد پاک کند.
- Die Regierung versucht, die Korruption im System abzuschäumen.دولت تلاش میکند فساد را در سیستم ریشهکن کند.