فعل
لغو کردن، برانداختن، حذف کردن
معانی و تعاریف abschaffen:
- یک قانون، سیستم، رسم یا چیزی مشابه را از بین بردن یا لغو کردن
جملات نمونه برای abschaffen:
Die Todesstrafe wurde in Deutschland bereits ''abgeschafft.''
مجازات اعدام قبلاً در آلمان «لغو شده» است.
Wieder sind die Kita-Gebühren in der Diskussion: Wäre es gerecht, sie ganz ''abzuschaffen?''
دوباره بحث بر سر هزینههای مهدکودک است: آیا عادلانه است که آنها را کاملاً «حذف کنیم»؟
Die Regierung will die alte Steuer abschaffen.
دولت میخواهد مالیات قدیمی را لغو کند.