abschauen

Aussprache: /ˈapˌʃaʊ̯ən/
Wortzerlegung: ab·schau·en
فعل

کپی کردن، از روی دست کسی تقلب کردن، یاد گرفتن از دیگران

Beispiele

  • Er hat bei der Schularbeit ''abgeschautاو در امتحان مدرسه تقلب کرد.
  • Das hat sie sich bei ihm ''abgeschautاو این را از روی دست او یاد گرفت / تقلید کرد.
  • Er hat mir auch gesagt, dass der ältere Sohn den Gurt zunächst ‚normal‘ verwendet habe, sich aber vom Kleineren ‚''abgeschaut''‘ habe, und diesen auch unter den Oberarmen gelegt habe.او همچنین به من گفت که پسر بزرگ‌تر ابتدا کمربند را به شکل «معمولی» استفاده کرده، اما بعد از کوچک‌تر «تقلید» کرده و آن را زیر بازوها قرار داده است.
  • Nach 10 Jahren hatten wir uns an den Badfliesen ''abgeschaut'', so dass wir unbedingt etwas Neues brauchten.پس از ۱۰ سال، دیگر از کاشی‌های حمام خسته شده بودیم (چشممان عادت کرده بود)، طوری که حتماً به چیز جدیدی نیاز داشتیم.

Bedeutungen

1 (sich etwas) von + Dativ

از کسی یا چیزی تقلید کردن، با مشاهده یاد گرفتن، کپی کردن.

  • Er hat sich die Technik von seinem Meister abgeschaut.او این تکنیک را از استادش یاد گرفت/تقلید کرد.
  • Man sollte sich nicht alles von anderen abschauen, sondern eigene Wege finden.نباید همه چیز را از دیگران تقلید کرد، بلکه باید راه‌های خود را یافت.