abschenken
با بیمبالاتی باختن، تسلیم شدن، واگذار کردن (ورزشی)
Beispiele
- Zinédine Zidane ''hat'' den Weltmeistertitel im Finale ''abgeschenkt.زینالدین زیدان عنوان قهرمانی جهان را در فینال از دست داد/واگذار کرد.
- Auf dem 23. Kilometer ''hat'' der Marathonläufer dann ''abgeschenkt.دونده ماراتن در کیلومتر 23 مسابقه را رها کرد و باخت.
- Die Vereinsleitung gab überraschend bekannt, dass das zweite Pokalspiel ''abgeschenkt wird.'' Man wolle sich diese Saison ganz auf das Training konzentrieren.مدیریت باشگاه به طور غیرمنتظرهای اعلام کرد که بازی دوم جام حذفی واگذار خواهد شد. آنها میخواهند این فصل را کاملاً روی تمرین تمرکز کنند.
Bedeutungen
1
jemandem etwas abschenken (Dativ + Akkusativ)
چیزی را به کسی بخشیدن، هدیه دادن (به خصوص بدون انتظار چیزی در مقابل).
- Er hat sein altes Fahrrad seinem Neffen abgeschenkt, da er es nicht mehr brauchte.او دوچرخه قدیمیاش را به برادرزادهاش بخشید، چون دیگر به آن نیاز نداشت.
- Man sollte nicht sein ganzes Vermögen abschenken, ohne an die Zukunft zu denken.نباید تمام ثروت خود را بخشید، بدون اینکه به آینده فکر کرد.
2
Akkusativ
(قدیمی/فنی) مایعی را از ظرفی به ظرف دیگر ریختن یا خالی کردن.
- Der Kellner schenkte den Wein vorsichtig in die Karaffe ab.پیشخدمت شراب را با احتیاط در کاراف ریخت.
- Bitte schenken Sie das restliche Wasser aus dem Eimer ab.لطفاً آب باقیمانده را از سطل خالی کنید.