Wort
شلیک کردن، تمام کردن، اخراج کردن
معانی و تعاریف abschiessen:
- هدف قرار دادن و از بین بردن یک هدف متحرک، به ویژه در زمینه نظامی یا ورزشی (مانند هواپیما، موشک، یا در مسابقات تیراندازی).
- به طور ناگهانی و قاطعانه به یک پروژه، مذاکره، یا رابطه پایان دادن؛ همچنین میتواند به معنای دستگیر کردن یا بازداشت کردن یک مجرم باشد.
جملات نمونه برای abschiessen:
Die Flugabwehrraketen schossen das feindliche Flugzeug ab.
موشکهای پدافند هوایی هواپیمای دشمن را سرنگون کردند.
Der Scharfschütze schoss das Ziel aus großer Entfernung ab.
تکتیرانداز هدف را از فاصله دور از پا درآورد.
Die Verhandlungen wurden abrupt abgeschossen, da keine Einigung erzielt werden konnte.
مذاکرات به طور ناگهانی پایان یافت، زیرا هیچ توافقی حاصل نشد.