abschirmen

Aussprache: /ˈapˌʃɪʁmən/
Wortzerlegung: ab·schir·men
فعل

محافظت کردن (در برابر عوامل خارجی)، دور نگه داشتن، ایزوله کردن

Beispiele

  • Der berühmte amerikanische Schauspieler floh in sein Hotel, ''abgeschirmt'' von Sicherheitsbeamten.بازیگر مشهور آمریکایی در حالی که توسط ماموران امنیتی "محافظت" می‌شد، به هتلش پناه برد.

Bedeutungen

1 Akkusativ + vor + Dativ

کسی یا چیزی را از تأثیرات مضر، نور، صدا و غیره محافظت کردن یا جدا کردن.

  • Die Bäume schirmen das Haus vor dem Wind ab.درختان خانه را از باد محافظت می‌کنند.
  • Er schirmte seine Augen vor der Sonne ab.او چشمانش را از آفتاب محافظت کرد.
2 Akkusativ

یک منطقه یا فضا را با یک مانع فیزیکی از دید یا دسترسی دیگران جدا کردن.

  • Ein Vorhang schirmte den Raum vom Flur ab.یک پرده اتاق را از راهرو جدا می‌کرد.
  • Sie schirmten den Tatort mit Planen ab.آن‌ها صحنه جرم را با برزنت پوشاندند.