abschreiben
رونویسی کردن، تقلب کردن، مستهلک کردن، چشم پوشیدن/قطع امید کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) + von + Dativ
متنی را از روی یک منبع، تختهسیاه یا برگه دیگر کپی و رونویسی کردن
- Schreiben Sie den Text bitte sorgfältig von der Tafel ab.لطفاً متن را با دقت از روی تختهسیاه رونویسی کنید.
- Er hat die Notizen für das Seminar von seiner Kollegin abgeschrieben.او یادداشتهای سمینار را از روی دست همکارش کپی کرد.
2
intransitiv / von + Dativ / bei + Dativ
در امتحان یا آزمون کلاسی از روی برگه دیگری تقلب کردن
- Der Schüler wurde erwischt, als er beim Nachbarn abschrieb.دانشآموز هنگامی که داشت از روی دست بغلدستیاش تقلب میکرد دستگیر شد.
- Abschreiben führt in der Klausur zur Note Sechs.تقلب کردن در امتحان کلاسی منجر به نمره مردودی (شش) میشود.
3
etwas (Akkusativ) abschreiben
کاهش ارزش داراییها یا تجهیزات را در حسابداری مستهلک و از حساب خارج کردن
- Das Unternehmen muss die veralteten Maschinen rechnerisch abschreiben.شرکت باید ماشینآلات فرسوده را از نظر حسابداری مستهلک کند.
- Wir können diese Anschaffung über fünf Jahre abschreiben.ما میتوانیم این خرید را طی پنج سال استهلاک کنیم.
4
jemanden/etwas (Akkusativ) abschreiben
از کسی یا چیزی دست کشیدن، قطع امید کردن و آن را از دست رفته فرض کردن
- Du solltest dieses Geld nach so vielen Jahren lieber abschreiben.بهتر است پس از این همه سال از این پول چشم بپوشی (آن را سوخت شده فرض کنی).
- Man darf diese Mannschaft im Abstiegskampf noch nicht abschreiben.نباید از این تیم در نبرد بقا به این زودیها قطع امید کرد.