absegeln

Aussprache: /ˈapˌzeːɡl̩n/
Wortzerlegung: ab·se·geln
فعل

با قایق بادبانی دور شدن، سفر دریایی را شروع کردن

Beispiele

  • Er schiffte daher seine Truppen sein und ''segelte ab,'' starb aber, als er gerade erst an Sardinien vorübergesegelt war, an einer Wunde.بنابراین او نیروهای خود را سوار کرد و بادبان کشید، اما درست هنگامی که از ساردینیا عبور کرده بود، بر اثر زخمی درگذشت.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

با قایق بادبانی از ساحل یا بندر دور شدن و به سمت دریا حرکت کردن.

  • Das Schiff ist gestern Abend abgesegelt.کشتی دیشب حرکت کرد.
  • Sie segelten in Richtung Sonnenuntergang ab.آنها به سمت غروب آفتاب حرکت کردند.