فعل
پیشبینی کردن، حدس زدن؛ صرف نظر کردن، خودداری کردن
معانی و تعاریف absehen:
- چیزی را پیشبینی کردن، قابل پیشبینی بودن
- از چیزی چشمپوشی کردن، صرفنظر کردن، خودداری کردن
- از کسی یا چیزی کپی کردن، تقلب کردن (معمولاً در امتحان)
جملات نمونه برای absehen:
„Können Sie schon ''absehen'', wie lange Sie in den USA bleiben werden?“
«آیا میتوانید پیشبینی کنید که چه مدت در ایالات متحده خواهید ماند؟»
Man kann das Ende der Geschichte schon absehen.
میتوان پایان داستان را از قبل پیشبینی کرد.
Der Erfolg war von Anfang an abzusehen.
موفقیت از همان ابتدا قابل پیشبینی بود.