فعل
ایمن کردن، محافظت کردن، تضمین کردن، اطمینان حاصل کردن
معانی و تعاریف absichern:
- ایمن کردن، محافظت کردن، تضمین کردن (مکان، شخص، موقعیت)
- تأیید کردن، پشتیبانی کردن (اطلاعات)
- خود را ایمن کردن، از خود محافظت کردن
جملات نمونه برای absichern:
Hunderte Polizisten sollten den Papstbesuch ''absichern.''
صدها پلیس باید از بازدید پاپ محافظت میکردند.
Der Treppenaufgang muss ''abgesichert'' werden, jetzt wo das Geländer morsch geworden ist.
راه پله باید ایمن شود، حالا که نرده پوسیده شده است.
Er ''sicherte ab,'' dass allen Teilnehmern der Termin mitgeteilt wurde.
او اطمینان حاصل کرد که تاریخ به همه شرکتکنندگان اطلاع داده شده است.