abspenstig machen
کسی را از کسی گرفتن، کسی را از وفاداری منصرف کردن
Beispiele
- Du ahnst nicht, wie froh ich bin, dass ich sie der alten Hexe ''abspenstig machen'' konnte.تو باور نمیکنی چقدر خوشحالم که توانستم او را از آن جادوگر پیر بگیرم.
کسی را از کسی گرفتن، کسی را از وفاداری منصرف کردن