فعل
مسدود کردن، بستن راه
معانی و تعاریف absperren:
- (راه، خیابان، منطقه و غیره) را با مانع یا حصار بستن، مسدود کردن، قرق کردن
- (جریان مایع یا گاز) را با بستن شیر یا دریچه متوقف کردن
جملات نمونه برای absperren:
„In großer Spannung harrte das Volk auf die Rückkehr der Reiterschar, denn man hatte es für gut gefunden, die beiden in den Hof führenden Thore ''abzusperren''.“
درهای ورودی به حیاط را بستند.
Die Polizei hat die Straße wegen eines Unfalls abgesperrt.
پلیس به دلیل یک تصادف خیابان را مسدود کرده است.
Bitte sperren Sie den Bereich um die Baustelle ab.
لطفاً محوطه اطراف کارگاه ساختمانی را قرق کنید.